محمد حسينى همدانى نجفى

14

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

صورتها عقلى و ارتسامى ادراكى است زيرا صورتهاى ارتسامى موجودات بمنزله اعراضى خواهند بود كه قائم بذات كبريائى است ولى متأخر از ذات و از جمله لوازم ذات كبريائى است و خلل بوحدت حقيقى و بساطت حقيقى او نداشته است زيرا همه صفات او موجود بوجود ذات قدس بوده و جنبه ذات او عين جنبه قدرت و علم او بوده و ساير صفات اسمائى او خواهد بود . پاسخ آنست كه قول بارتسام و حصول علم باشياء بهر نحو كه فرض شود بطور عارضى خواهد بود و منافى با بساطت ذات و صفات كبريائى خواهد بود زيرا همه صفات او موجود بوجود ذات و حيثية ذات او عين جهت قدرت و علم و ساير صفات كمالى او خواهد بود و ارتسام حصولى و حلولى منافى با وجود ذات و علم خواهد بود . مقام ديگر نازل علم حق سبحانه عبارت از علم تفضيلى و متأخر از ذات قدس و مرتبه قضاء و از آن تعبير بام الكتاب شده و حاوى همه صورتهاى عالى نهايت اشياء معقوله و مفضله كه محفوظ از تغير و تبدل است و در آيه كريمه از آن تعبير بخزائن الهى شده و نيز در آيه كريمه ( وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ ) كه از مقام علم عنائى به كلمه عنده و از مقام قضاء كه متأخر از ذات است تعبير بام الكتاب شده و حاوى همه موجودات و اشياء بطور كلى است . و مقام سوم نازلتر عبارت از عالم قدر و محو صورتهاى موجودات و اشياء بسيار و بىشمار بطور جزئى و مبهم و متغير و مقرون با قدر زمان و مكان است و محو به لحاظ آنست كه از خزائن قسمتى اتخاذ شود و بقيه كه زياده بر تصور است مورد ترك و محو قرار خواهد گرفت هم چنان كه نيروى خيال در بشر مرتبه از وجود نفسانى جزئى مقرون بابهام است و از نظر ايهام و كليت قابل انطباق بر مواردى است . مقام چهارم نازلترين مراتب علم و در آن صورت مادى و همه عوارض